ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
41
مجمع التواريخ ( فارسى )
شده هر ساله هزار تومان براى سر كار پادشاه آنها و صد تومان براى وكيل ساليانه مقرر نمودند كه آن را سال بسال باز يافت نموده دست از راهزنى و قطع طريق بردارند چنان كه اكثر اوقات فيطور پرتگيش در بندر كنگ ميبود لكن چون در زمان شاه سلطان حسين اكثر عمال آنچه ميخواستند به عمل مىآوردند و بازيافت و بازخواست و بغور امور رسيدن مفقود بود و فرنگان پرتگيش نيز سست و ضعيف شده بودند عمال بندر وجه ساليانهء ايشانرا بتعويق انداخته خود متصرف ميشدند چنان كه قريب بيست سال بود كه وجه ساليانهء پرتگيش بوكلاى او نرسيده بود و هر وقت كه مطالبه مينمود بليت و لعل ميگذرانيدند . در اين وقت بخاطر امراى پادشاهى و لطف عليخان و مشيران كه اكثر فرقهء گرجيه و بعضى اتراك كه با فرقهء ارامنه و گرجيه و فرنگان محشور بودند رسيد كه غلبهء فرقهء عمانى باعتبار داشتن جهازات و لشكر ايشان است كه معتاد بسوارى جهاز و صاحب وقوف جنگ دريااند و فرقهء قزلباشيه باعتبار فقدان جهاز و عدم صفات كذا از عهدهء جنگ آنها نميتوانند برآمد و فرقهء فرنگان بخصوص پرتگيش ماهر اين امور و استادكار و واضع فن جهاز رانى و توب و تفنگاند اگر چنانچه آنها را بمدد طلبيده شود جنگ دريا بعهدهء آنها و جنگ خشكى بعهدهء سپاه قزلباش شود يقين كه اين مهم بنهج خاطر خواه صورت خواهد گرفت . وكيل پرتگيش كه در آن وقت در دربار پادشاهى حاضر بود لافهاى گزاف زده تأييد اين تدبير نمود . از حضور براى اجراى اين تدبير طهمورث بيك نامى را از غلامان پادشاهى كه بصفت چرب زبانى و زبان آورى و آداب دانى ممتاز بود بايلچى گرى نزد پادشاه پرتگال با هدايا و تحف لايق مقرر نمودند و مشار اليه باتفاق فيطور بندر كنگ آمده سوار جهاز گرديده روانهء بندر گوه « 1 » كه مسكن بىزرين « 2 » است كه در اصطلاح پرتگيش
--> ( 1 ) - Goa از بنادر ساحل مليبار در ولايت بمبئى مركز حكمران كل هند پرتغال . ( 2 ) - معلوم نشد كه اصل اين كلمه چه بوده